بررسی و نقد فیلم «یک تصادف ساده» ساخته جعفر پناهی داستان یک دو قطبی

به گزارش پایگاه خبری دنیای سینما، «یک تصادف ساده» نه یک شاهکار سینمایی است (آنطور که برخی رسانههای غربی و آن ور آبی ادعای آن را دارند) نه فیلم آشغال و بی کیفیتی (مانند «دانه انجیر معابد») است که برخی رسانههای داخلی ادعای آن را دارند. فیلم متوسطی است که برخی از جنبههای مثبت آن قربانی لحن شعاری و پرداخت پر ایراد فیلمنامه شده است.

اولین نکته مثبت درباره «یک تصادف ساده» این است که سعی نمیکند فضای دو قطبی جامعه ایران را پنهان کند. فیلم درباره دو قطبی صحبت میکند که تمام ما با پوست و گوشتمان آن را احساس میکنیم. یک سوی این ماجرا (یا بهتر است بگوییم منازعه) مامور امنیتی ایستاده و سوی دیگرش زندانیان سابقی که از این مامور امنیتی کینه به دل دارند. فیلم پناهی آغاز و پایانی خوبی دارد. سکانس آغازین فیلم که مامور امنیتی و خانواده او را در ماشین نشان میدهد به سادگی و بدون شعار این موضوع را بیان میکند که یک مامور امنیتی هم میتواند خانواده و بچهای داشته باشد که مثل او فکر نمیکنند. همین سکانس ساده باعث زمینی شدن مامور امنیتی میشود. سکانس پایانی فیلم بهترین ترجمان تصویری برای این ایده ذهنی پناهی است که چرا در چنین ساختاری اصلاح طلبی ممکن نیست. وحید به رو به رو خیره شده و صدای پای آشنایی را میشود. صدای پایی که خبر از وضعیت هولناکی میدهد.

مشکل پناهی در میانه فیلم است. جایی که نمیداند بعد از ربودن مامور امنیتی توسط وحید چه باید بکند. به همین خاطر مدام شخصیت به فیلم اضافه میکند تا شاید از خلال اضافه شدن این شخصیتها بتواند داستان را گسترش دهد. ضعف در شخصیت پردازی مشکل دیگر فیلم پناهی است. شخصیت حمید به عنوان انسان خشونت طلب یا رادیکالی که تنها راه موجود را حذف اقبال (مامور امنیتی فیلم) میداند بسیار شعاری از کار درآمده است. استدلالهای او احمقانه است و تعدد کلمات رکیکی که به کار میبرد تماشاگر را به خنده میاندازد. این مشکل درباره گلی و علی که قرار بوده نماینده قشر خاکستری باشند هم صدق میکند. پناهی برخلاف دیگر شخصیتها به آنها اجازه ابراز وجود چندانی نمیدهد تا این دو شخصیت از تیپهایی بسیار معمولی فراتر نروند. به همین خاطر است که سکانس گفت و گوی شخصیتها کنار گور کنده شده برای اقبال بسیار مضحک از کار درآمده و تماشاگر را به خنده میاندازد. برخلاف سکانس بیمارستان که پناهی در آن موفق شده تصویری انسانی از شخصیتها ترسیم کند.
«یک تصادف ساده» نخل طلای کن را برده و احتمال زیادی دارد تا جایزه اسکار را هم کسب کند آیا شایسته این جوایز است؟ پاسخ منفی است اما فیلم آن زبالهای هم که عدهای میگویند نیست. فیلم متوسطی است که میشود از برخی جنبههای آن لذت برد و برخی جنبههای آن را هم نقد کرد. مشکل این جا است که در این مملکت همه چیز قربانی سیاست میشود، خصوصاً سینما که ابزاری است برای گروههای سیاسی تا از آن برای منافع شخصی خودشان استفاده کنند.



