بررسی و نقد فیلم سینمایی Jay Kelly ساختهی نوآ بامباک، ژانر درام

کارگردانی Jay Kelly بر عهدهی نوآ بامباک است. او در آغاز تلاش کرده فیلمی معناگرا و عمیق بسازد؛ اثری که در آن شخصیت اصلی، فردی لوکس و مشهور، در جستوجوی بازگشت به اصل خویش و آغوش خانواده باشد. این ایده بهتنهایی میتوانست در قالب فیلمی کوتاه نیز اجرا شود؛ اما بامباک با طولانی کردن لحظات و کندی روند وقایع، آن را در ۱۳۰ دقیقه عرضه کرده است. اگر ترجیح کارگردان بر ساخت اثری بلند نبود، امکان داشت در مدیوم فیلم کوتاه یا نیمهبلند با کیفیتی بالاتر اجرا شود. تعلیقها در طول اثر قابل توجهاند، اما گاه وجود یک تعلیق مانع از بسط داستان میشود و روایت را متوقف میسازد.

یکی از بخشهای کمتر مورد توجه در Jay Kelly طراحی صحنه و لباس است. این طراحیها، بهروز، زیبا، چشمنواز و متناسب با حالوهوای هر سکانس هستند. بیشترین جلوهی طراحی صحنه در نماهای ضبط شده در فضای باز نمایان میشود؛ جایی که هماهنگی میان تم کلی لوکیشن و پسزمینهی اطراف، به جذابیت تصاویر کمک شایانی کرده است. انتخاب لباسها نیز با شخصیتها و موقعیتهای داستانی همخوانی دارد و توانسته فضای اثر را باورپذیرتر سازد.

تنها نقطهی قوت تدوین Jay Kelly در نخستین خاطرهی به تصویر کشیدهشدهاش نمایان میشود. زمانی که کلی، پس از درگذشت استادش، پیتر اشنایدر، به خانهای خیره میشود و آخرین خاطرهی او آغاز میگردد، کاتها و تقسیم حضور شخصیتها در قابها بهدرستی انجام شده و جذابیت صحنه را افزایش میدهد. مکث دوربین بر چهرهی جی کلی پس از رد درخواست اشنایدر، مبنی بر حضور نامش در آخرین فیلم، غرور شخصیت را بهخوبی منتقل میکند. این بخش را میتوان بهترین عملکرد بونلی و دورانس در تدوین Jay Kelly دانست.

بدترین لحظهی تدوین در Jay Kelly بدون تردید به سکانس پایانی فیلم مربوط میشود. در این بخش، بهجای یک پایانبندی آرام و دارای انسجام روایی، مخاطب با فضایی آشفته و تشویشبرانگیز مواجه میشود که هیچ دلیل منطقی برای آن وجود ندارد. تدوینگران تلاش کردهاند تمامی نماها را در اندازهها و زوایای مختلف، بدون طرح و برنامهی دقیق و حسابشده، کنار یکدیگر قرار دهند. این رویکرد نه تنها به ایجاد ریتمی مناسب منجر نشده، بلکه باعث شده مخاطب در لحظهی حساس پایانی، نتواند ارتباطی عمیق با شخصیت اصلی برقرار کند و درک او از مسیر داستانی دچار اختلال شود.

سخن پایانی دربارهی Jay Kelly: تازهترین ساختهی نوآ بامباک شاید فاصلهی زیادی با شکست نداشته باشد، اما تا موفقیت کامل نیز راهی طولانی در پیش دارد. فیلم روایت خصوصی زندگی یک فرد مشهور را به نمایش میگذارد و همین امر موجب میشود مخاطب عام سینما چندان با آن ارتباط برقرار نکند. با این حال، پیام اثر تأملبرانگیز است و تماشاگر را درگیر میسازد. فیلم در مدت ۱۳۰ دقیقه میکوشد پاسخی برای پرسشی ظاهراً ساده بیابد: اگر انسان بتواند از تمام رخدادهای گذشته عبور کرده و دوباره آنها را بازآفرینی کند، چگونه رفتار خواهد کرد؟ آیا همان مسیر را ادامه میدهد یا هدفی تازه برمیگزیند؟ این پیام بهویژه در نمای پایانی، زمانی که جرج کلونی دیوار چهارم را میشکند و مستقیم به مخاطب نگاه میکند، آشکار میشود. میتوان گفت Jay Kelly توانسته جایگاه خود را در این ژانر بیابد و ارزش دیدن و تأمل کردن دارد.



