بررسی و نقد فیلم Bambi: The Reckoning با ژانر ترسناک علمیـتخیلی

جلوههای ویژه در «Bambi: The Reckoning» اگرچه در برخی بخشها نوآورانهاند، اما باورپذیر نیستند. جلوهها معمولاً بیارتباط با سکانس یا نمای قبلی هستند و همین امر، فضای فیلم را فانتزی و غیرواقعی جلوه میدهد. در برخی صحنهها نیز، جلوههای ویژه به قدری اغراقآمیز عمل میکنند که نه تنها موجب پویایی اثر نمیشوند، بلکه خنده و تمسخر تماشاگران را برمیانگیزند. با این حال، میتوان گفت این بخش، نسبت به سایر عناصر فیلم، عملکردی بهتر (هرچند در سطح پایین) داشته است. البته این نکته در مورد شخصیت قاتل (بامبی) صدق نمیکند؛ چرا که او همچنان در قالب یک CGI، ضعیف به نمایش گذاشته میشود و به هیچ وجه قابل قبول نیست.

موسیقی متن فیلم نیز، یکی دیگر از نقاط ضعف این اثر است. موسیقی، نه تنها کلیشهای و ساده است، بلکه از استانداردهای فعلی سینمای ترسناک نیز عقبتر است. گرگ بیرکومشاو که پیشتر در «Peter Pan’s Neverland Nightmare» با گروه ITN همکاری داشت، این بار نیز نتوانسته از عناصر مناسب بهره ببرد و در نتیجه، موسیقیای بیروح و فاقد جذابیت، حتی در سطح یک قطعهی بیکلام، تولید کرده است. بخشی از این ضعف ناشی از کلیت اثر و عدم باورپذیری آن، برای مخاطب است. باید توجه داشت که ناتوانی در کارگردانی، بهطور طبیعی مشکل در آهنگسازی را نیز به همراه دارد.
از دیگر مشکلات فیلم «Bambi: The Reckoning» میتوان به تدوین آن اشاره کرد. تدوین، که بر عهدهی دن آلن بوده، بیش از حد سریع انجام شده است. این روش که به نوعی سبک شخصی آلن محسوب میشود، مشابه آثار گذشتهی اوست، اما تمرکز بیش از اندازه بر فیلمنامه، باعث شده مخاطب از همراهی با اثر باز بماند و نتواند روند وقایع را، در مونتاژ بهدرستی تحلیل کند. به نظر میرسد آلن تلاش کرده تمامی تصاویر موجود در طرح را با سرعت به نمایش بگذارد، بیآنکه متوجه سردرگمی مخاطب، در مواجهه با این حجم اطلاعات باشد. شاید بتوان گفت تدوین واترفیلد در فصل نخست «Winnie The Pooh: Blood And Honey» با وجود آنکه نخستین تجربهی حرفهای او در این سبک بود، بسیار جلوتر از کار آلن قرار دارد.

تصویربرداری، شاید بهترین بخش فیلم باشد. تصاویر به طور کلی ساده، اما متناسب با تم و اتمسفر سینمایی ثبت شدهاند. وینس نایت، مدیر تصویربرداری، تلاش کرده است، با حفظ ساختار کلی آثار ترسناک، فضا را با زاویهدیدهای متنوع، ترکیب کند و شکل تازهای از روایت بصری ارائه دهد. این رویکرد، در سطح کلان، میتواند امیدی برای آیندهی آثار ترسناک مستقل ایجاد کند، هرچند در برخی صحنههای ناگهانی، کیفیت کار افت میکند.

در پایان باید گفت «The Bambi: Reckoning» شاید بدترین فیلم ترسناک کمپانی ITN نباشد، اما بیتردید یکی از ضعیفترین آثار این شرکت است. فیلمی که با وجود ایرادات فراوان، به فروشی در حدود ۵۴۰ هزار دلار دست یافت و با بیتوجهی به مخاطب و انبوه نقدهای منفی توانست صرفاً از نظر مالی جایگاهی قابل قبول کسب کند. این موفقیت مالی اما نمیتواند ضعفهای بنیادین اثر را پنهان کند و نشان میدهد که صرفاً جنجال و حاشیه توانسته مخاطب را به سالنها بکشاند، نه کیفیت هنری یا روایی فیلم.



