بررسی و نقد فصل سوم سریال Reacher بر اساس رمان وسوسه انتقام

فصل سوم سریال Reacher ریچر بر اساس رمان وسوسه انتقام نوشته لی چایلد ساخته شده و داستان جک ریچر، کهنه سرباز و پلیس نظامی سابق، را دنبال میکند که این بار در مأموریتی مخفیانه و شخصی گرفتار میشود.تنها شخصیت خوبِ قصه که سمپاتیک دارد و موفق به خلق شیمی خوب با ریچر میشود، ریچارد بک است. شخصیتی که از طریق او، بُعد قهرمانی ریچر دوچندان بهتر نمایان میشود.

ریچر برای نجات یک جاسوس که گرفتار شده، وارد عملیاتی مخفی میشود. او با هویت جعلی به یک شبکه جنایی خطرناک نفوذ میکند که توسط زکری بک، تاجری فاسد و مرموز، اداره میشود. بک با محافظی روانی به نام پالی، که جثهای عظیم و تهدیدآمیز دارد، محافظت میشود. ریچر در این مأموریت با چالشهای متعددی روبهرو میشود، از جمله رویاروییهای نفسگیر با پالی و تلاش برای کشف حقیقت پشت فعالیتهای غیرقانونی بک، که شامل قاچاق و فساد گسترده است.

در این فصل، ریچر با کارآگاه فرانسیس نیگلی و دیگر متحدانش همکاری میکند تا پرده از اسرار این شبکه بردارد. او همزمان با گذشتهی خودش و انگیزههای شخصیاش برای اجرای عدالت مواجه میشود. داستان پر از اکشن، معماهای جنایی و لحظههای هیجانانگیز است که ریچر را در برابر دشمنانی قدرتمند و موقعیتهایی پیچیده قرار میدهد. نویسنده مجموعه جک ریچر در دو فصل قبلی فُرم و جهانبینی خود را به عنوان یک نویسنده کاملا آشکار ساخته بود. در خلاصه داستانی هم که بنده نوشتم کاملا مشهود است که آقای لی چایلد نویسندهای کاربلد اما در کل کلیشهنویس است. تمامی داستانهای او برگرفته از اتفاقاتی جنایی و اکشنهای عام هستند که سرانجام آنها نیز برای مخاطب قابل حدس است. اما از سوی دیگر این نکته قابل توجه است که نویسنده تلاشی برای پیچیده کردنِ داستان نمیکند و هدف اصلی وی خلق داستانی درگیرکننده و جذاب است. اگر ریچر را از این بُعد نگاه کنیم میشود از پلات دفاع کرد. پلاتی قطعا عامیانه که جزئیات خوبی دارد و نویسنده نیز بلد است چگونه کی و کجا خط داستان را بشکند و با تداعیهایی مناسب، انگیزههای ریچر را نمایان کند. البته همین شخصیت بسیار جذاب ریچر به نوعی پاشنه آشیل نویسنده هم شده است. پرداخت بیش از حد او به شخصیت اصلی، باعث شده تا دیگر شخصیتهای مهم داستان در دام کاراکترهای کلیشه بیافتد. بحثی که در ادامه به صورت گسترده آن را زیر ذرهبین خواهم برد.

در پایان چنین میشود گفت که فصل سوم ریچر همچنان با ریتم تند آمد و در میان آثار ضعیفِ امسال، به اثری قابل توجه تبدیل شد که مخاطب را درگیر داستان و فضای خود میکند. این فصل با اینکه در نظر من ضعیفترین فصلِ Reacher بود، با این حال موفق شد مقدمههای یک فصل جذاب دیگر را فراهم کند. در دید کلی سریال Reacher اثری نیست که بشود به سادگی از کنارش شد. باید ایستاد، تماشایش کرد و لذت برد. البته نقد هم باید کرد!



