
به گزارش پایگاه خبری دنیای سینما، انیمیشن Zootopia 2 «زوتوپیا ۲» با وجود آنکه نتوانسته بهتر از قسمت اول ظاهر شود، همچنان سرزنده است و دوز کمدی و هیجان آن بالاست. این انیمیشن استاد خلق کاراکترهای بامزه و موقعیتهای کمدی است و در دل همین هیجان و خنده، حرفهای مهمی میزند و حتی فیلم را برای لحظاتی تأملبرانگیز، غمانگیز و احساسی میکند.


کمتر انیمیشنی را میشناسم که بتواند در عین غمناک بودن، مخاطب را به مرز بغض برساند و بلافاصله او را به خنده وادارد، و همزمان، با وجود اینکه اثری برای کودکان است، پیامهای اجتماعی مهمی را منتقل کند؛ بدون شک «زوتوپیا» یکی از همین انیمیشنهای استثنایی است.

فروش میلیاردی و حرفهای بهجا
در حالی که دیزنی در سالهای اخیر به سمتی رفته که نباید، و گاهی به محتواهایی پرداخته که مناسب این مدیوم نیست، بار دیگر در «زوتوپیا ۲» همان حرفهای بهجا و لازم را میزند. فروش بالای این انیمیشن که از ۱ میلیارد دلار نیز عبور کرده و به پرفروشترین انیمیشن تاریخ دیزنی (حتی در مقایسه با «فروزن») بدل شده، قاطعانه نشان میدهد که مخاطب امروز در انیمیشنها به دنبال چیست؛ همان چیزی که «زوتوپیا» ارائه میدهد. هیچ چیز جذابتر از بازگشت به شاهکارهای نوستالژیک نیست و ما عاشق دنبالههای دیزنی و پیکسار و بازگشت به همان انیمیشنهای قدیمی هستیم.

فیلم همچنان جنبهی معمایی و جنایی خود را حفظ کرده و در لحظات حساس، شوکهایی به مخاطب وارد میکند و گاهی او را با یک پیچش داستانی حیران میسازد. این یکی از نقاط قوت «زوتوپیا» از قسمت اول است؛ طرح کردن معما همراه با طنز و درگیر کردن ذهن مخاطب. همچنین این انیمیشن به خوبی بلد است که چطور احساسات مخاطبش را در دست بگیرد و با آن به نحو بسیار جالبی بازی کند. همانطور که پیشتر نیز اشاره کردم، «زوتوپیا ۲» خیلی طنازتر و چه بسا بامزهتر از قسمت نخست است، ریتمش نیز تندتر است و با وجود همهی اینها لحظات احساسیای نیز دارد که مخاطب را به شدت درگیر خود میکند. با این حال، به نظرم عجیب است که تماشای این انیمیشن برای بزرگسالان قابلفهمتر و چه بسا جذابتر و هیجانانگیزتر از کودکان باشد!

ویلن ضعیف، عشق قوی
مهمترین ضعف «زوتوپیا ۲» در خلق شخصیت بد داستان، یعنی همان ویلن، رخ میدهد. برخلاف قسمت نخست، ویلن این قسمت آنچنان که باید چندلایه و جذاب نیست. از طرفی دیگر، داستان فیلم به مراتب سطحیتر و شاید آبکیتر از قصهی قسمت اول است؛ به عبارت دیگر، بزرگترین ضعفها در قصه و ساختار روایی دیده میشوند. شخصیتهای جدید هم کم و بیش به دل مینشینند. البته کاراکتر شهردار با اینکه گرافیک خاص و جالبی دارد، اما هیچگاه در فیلمنامه به طور کامل ساخته و پرداخته نمیشود. کاراکترهای قدیمی مانند رئیس پلیس نیز حضور کمتری دارند. در این میان، شخصیتهای تازه مانند مار، هر چقدر هم که جالب باشند، نمیتوانند جای خالی کاراکترهای قسمت اول را پر کنند و همچنان دو کاراکتر اصلی فیلم هستند که مخاطب را برای تماشای اثر حفظ میکنند. البته این را هم باید افزود که داستان و قصهی این قسمت از کلیشهها پیروی میکند و حتی میتوان گفت که «زوتوپیا ۲» سعی دارد ساختاری تکراری داشته باشد و موفقیت قسمت اول را با قصه و روندی مشابه تکرار کند.

صبر کنید، تماشای پردهای این کار را خراب میکند!
نمیخواهم اضافهگویی کنم، اما با اینکه «زوتوپیا ۲» در حد و اندازهی قسمت نخست نبود و کمی پسرفت داشت، همچنان میتوان آن را یکی از بهترین دنبالههای دیزنی نامید. این قسمت دقیقاً همان چیزی بود که این کمپانی بعد از ساخت آثار ضعیفتر و لایو اکشنهای اخیرش به آن نیاز داشت. همچنان معتقدم که «زوتوپیا» میتواند یک فرنچایز قدرتمند باشد و این تازه اول راه است. امیدوارم در ادامه و در قسمت سوم، ضعفهای اندک قسمت دوم جبران شود و ما نیک و جودی را داشته باشیم. انیمیشن را با کیفیت پردهای دیدم – ای کاش میشد این اثر با گرافیک جذاب و خوشرنگ و لعابش را روی پردهی سینما دید – اما به شما پیشنهاد میکنم که صبر کنید و برای کیفیت خوب منتظر بمانید. تماشای پردهای حال نمیدهد و تماشای زبان اصلی نیز همینطور است.



