بررسی و نقد سریال The Paper اسپینآفی کمدی که بهای مخاطب را میداند

به گزارش پایگاه خبری دنیای سینما، سریال The Paper (که میتوانیم آن را روزنامه ترجمه کنیم) دقیقاً در این رده قرار میگیرد. با این حال، این سادهانگاری ظاهری، نباید ما را از درک پیامها و نقدهای آن غافل کند. مسلماً این سریال نه تنها پوچ نیست؛ بلکه با استفادهی زیرکانه از ابزارهای طنز، شوخی و کنایه، انتقادات اجتماعی، سیاسی و مهمتر از همه، مضامین انسانی عمیقی را در لابهلای دیالوگها و موقعیتهای داستانی خود جاسازی کرده است.

هسته اصلی داستان سریال The Paper حول محور یک مرکز رسانهای سنتی اما در حال احتضار میچرخد: یک روزنامه محلی که زمانی پرچمدار و منبع اصلی اخبار منطقه بوده، اما اکنون به دلیل تغییرات بنیادین در اکوسیستم رسانهای، به ورطه ورشکستگی کشیده شده است. این ورشکستگی، یک انتخاب داستانی ساده نیست، بلکه بازتابی از واقعیت تلخی است که گریبانگیر صنعت چاپ در سراسر جهان شده است. داستان با ورود یک سردبیر جدید (ند سمپسون) آغاز میشود؛ فردی که مأموریت دارد تیمی پراکنده و احتمالاً ناامید و البته آماتور را گرد هم آورد تا این کشتی در حال غرق شدن را نجات دهد.

این خط داستانی اصلی، چارچوب اصلی اپیزودها را فراهم میآورد و مخاطب را با چالشهای روزمره بازسازی یک نهاد رسانهای قدیمی در دنیای دیجیتال درگیر میکند. این تلاش برای بقا، خود محمل درام و کمدیهای زیادی است. نکته مثبت ساختاری، عدم تمرکز صرف بر این خط اصلی است. سریال به خوبی توانسته است در حاشیه این نجاتبخشی، به خطوط داستانی فرعی متعددی بپردازد که به غنای کلی اثر میافزاید. این خطوط فرعی، که اغلب از زندگی شخصی کارکنان این روزنامه یا تعارضات کوچک روزمره نشأت میگیرند، به سریال اجازه میدهند تا از تمرکز بیش از حد بر یک موضوع واحد فاصله بگیرد و فضایی شبیه به زندگی واقعی یک دفتر کار را بازسازی کند. (البته کمی بامزه و تخیلیتر) هر قسمت، تعادلی میان مأموریت بزرگ نجات روزنامه و تعارضات کوچک روزمره برقرار میسازد که این امر به حفظ ریتم تند کمک میکند. برای مثال، در حالی که تیم در حال تلاش برای نوشتن یک گزارش مهم برای کسب درآمد است، باید با یک مشکل یا یک تعارض شخصی میان دو کارمند نیز دست و پنجه نرم کنند. این لایهبندی روایی، عمق بیشتری به دنیای سریال میبخشد و به مخاطب اجازه میدهد تا فارغ از مسائل کلان صنعت، با جزئیات انسانی کارمندان ارتباط برقرار کند.

یکی از اولین و مهمترین ویژگیهایی که باید در باب The Paper به آن اشاره کرد، فلسفهی ساختاریافتهی آن در «جدی نگرفتن خود» است. این سریال متولد شده تا مخاطب را به یک استراحت کوتاه دعوت کند؛ یک پناهگاه کمدی که هدف اصلیاش صرفاً سرگرمی خالص است. حتی اگر برخی مواقع، شوخیهایش جواب ندهد. برخلاف بسیاری از محصولات هالیوودی که تلاش میکنند در هر لحظه یک اثر جاودانه یا یک شاهکار سینمایی خلق کنند، The Paper از این بار سنگین شانه خالی میکند. این یک رویکرد آگاهانه است؛ سازندگان میدانند که با یک کمدی موقعیت با چاشنیای مستندگونه طرف هستیم و تلاش برای ساختن فیلمنامهای پیچیده که بتواند در تاریخ سینما حک شود، نه تنها بیهوده است، بلکه میتواند به ماهیت شاداب اثر لطمه بزند. این رویکرد، به خصوص در عصر حاضر که مخاطبان از حجم زیاد محتوا و توقعات بالا سرریز شدهاند، ارزشمند است.

به طور کلی، این سریال موفق میشود به واسطه جمعوجور بودن و حفظ صمیمیت محیط، به اثری عامهپسند و سرگرمکننده تبدیل شود. ریتم تند و زمان کم سریال، نکتهای کلیدی در این موفقیت است؛ سریال وقتکشی نمیکند و بدون تلف کردن لحظهای از زمان تماشاگر، داستان بامزهاش را روایت میکند. از پیچیدگیهای داستانی بیمورد که اغلب در سریالهای طولانی دیده میشود، دوری میکند و غرق شدن در کلیشههای بیاثر را برای خود نمیخرد؛ و در نهایت، کمدی آن موفق است و بامزه است.این نزدیکی به مخاطب و احترام به وقت او، باعث میشود تماشاگر احساس کند با گروهی از روزنامهنگاران و یا همکاران صمیمی خود در حال تلاش برای حفظ یک رویاست. حتی لحظاتی سریال به یک هجو و یا نقد و گلایهای تمامعیار به جامعهی امروز تبدیل میشود که نشان از بلوغ کمدی اثر دارد. هر قسمت تقریباً ۳۰ دقیقه است و کل سریال ۱۰ قسمت دارد. این ساختار فشرده، با مخاطب همراهی میکند و او را سرگرم میسازد و مخاطب کمتر خسته میشود.





