بررسی و نقد فیلم No Other Choice شاید برای شما هم اتفاق بیافتد

اینبار پارک چان ووک با فیلم No Other Choice بازگشته تا با روایتی نو، نگاهی تازه و با همان شالودهی پارک چان ووکی یکی از فیلمهای منحصر به فرد سال را تقدیممان کند. فیلمی که اقتباسی از رمان «تبر» اثر دونالد وستلیک است. اقتباسی که هسته اصلی داستان را حفظ کرده اما پارک چان ووک وقایع داستان، شخصیتها و فضای آن را طبق بینش و رویکرد شخصی خود ساخته و پرداخته است.

پارک چان ووک __خانواده مانسو و ظاهر زندگی آنها را حتی پس از مواجه با بحران بیکاری پدر قابل مدیریت و راه گشا جلوه میدهد__ از آن دست نگاههای تازهای که مختص به خود پارک چان ووک است. اما این کارگردان بیشتر به مسئلهای اشاره می کند که جهان را بیش از پیش فرا گرفته و مشکلات اساسی بشر از آن ناشی می شود؛ و آن بحرانهای درونی و روانی انسان است. در No Other Choice پدر خانواده پس از بیکار شدنش با بحرانی درونی دست و پنجه نرم میکند.

بحرانی که کارگردانان برجستهای چون لی چانگ دونگ به کرات آن را محور اصلی فیلمهایشان قرار دادهاند. برای مثال در فیلم Burning، لی چانگ دونگ با نگاهی هنری شخصیت اصلی خود لی جونگ-سو را در مواجهه با فشاری بی امان قرار میدهد. زمانی که این فشار به سطح میآید، شخصیت داستان دست به انجام کاری میزند. و همین است که در نهایت این فشار درونی و جانخراش، در تمامی این شخصیتها جایی بیرون میزند. آن هم با خشنترین و جنونآمیزترین وجه ممکن.

یکی از نقاط ضعفی که No Other Choice با آن مواجه است انگیزهها و المانهای سوق دهنده شخصیتها و داستان است. درحالی که با فیلمی طرف هستیم که از نظر قدرت بازیگری و فنی و….چیزی کم نمیگذارد، اما میتوانست کمی سناریونویسی بیشتری برای شخصیتها انجام دهد و شخصیت اصلی را بیشتر غرق جهان تقدسزدایش بکند. به زبان سادهتر شخصیت اصلی، مانسو، میتوانست درگیر شرایط و موقعیتهای بیشتری در جهت سوق دادن او برای ارتکاب اعمالش شود. در حالت کلی پرداخت موقعیتی و اضافه کردن مسائل بیشتر به فیلم و درگیر کردن شخصیتها حول آنها میتوانست فیلم را حتی از این هم پرجزئیاتتر و برجستهتر بسازد.


No Other Choice فیلمی است که دوباره پارک چان ووک از آن به عنوان ابزاری برای نقد دوباره سنتها و تمامی ارزشهای خودساخته بشری استفاده میکند، و همین که با نگاهی نو و پرداختن به موضاعاتی امروزی در قالب طنز تلخ مخاطب را به وجد میآورد. در پایان فیلم، صحنه قطع درختان جنگل به شکلی نمادین نمایش داده میشود؛ در همان لحظه، نام بازیگران و اعضای تیم تولید روی کاغذ نوشته میشود. انگار کارگردان با این تضاد ظریف میخواهد به ما یادآوری کند که در این آشوب و تلخی جهان شمول، خلق یک اثر هنری و اجتماعی هم هزینهای دارد، حتی اگر این هزینه آسیب به طبیعت باشد و چارهای جز این نیست. استفاده از ابزار سیستم برای نقد سیستم.




