بررسی و نقد فیلم سینمایی «جین کلی» ساخته نوآ بامباک

جین کلی در شکل فعلی شبیه کلاغی است که تلاش میکند راه رفتن کبک را تقلید کند اما در نهایت شکست میخورد. این یک فیلم تقلبی است که یک کارگردان موفق تلاش کرده آن را از روی دستهای یک کارگردان موفق دیگر کپی کند.
حالا بامباک در «جی کلی» تلاش کرده همان تم را در یک فیلم به ظاهر متفاوت بازسازی کند، اما شکست خورده است. «جین کلی» در شکل فعلی شبیه کلاغی است که تلاش میکند راه رفتن کبک را تقلید کند اما در نهایت شکست میخورد. این یک فیلم تقلبی است که یک کارگردان موفق تلاش کرده آن را از روی دستهای یک کارگردان موفق دیگر کپی کند. بامباک با ساخت این فیلم نشان داد چرا ساخت یک فیلم که از جهانبینی آن سردرنمیآوریم میتواند تبدیل به یک شکست تمام عیار شود.

مشکل «جی کلی» در انتخاب غلط قهرمان فیلم است. قهرمانان فیلمهای الکساندر پین مردم معمولی هستند که زندگی ملال آورشان را مرور میکنند. اما جی کلی فیلم بامباک یک ستاره سینما است که همه توجهات را به خودش جلب کرده است. مکاشفه چنین قهرمانی با چنین زندگی پرزرق و برقی آنقدر جذابیت ندارد که مکاشفه یک معلم بازنده در یک مدرسه پسرانه. برای همین هم هست که بامباک در سر تا سر داستان به کلیشههایی متصل میشود که تماشاگر را به خنده میاندازد. از اوایل فیلم یعنی درست جایی که جین کلی رفیق دوران جوانیاش را ملاقات میکند ما همه چیز را دقیق و مو به مو پیش بینی میکنیم. حرف دوست جی کلی او را به فکر فرو میبرد و جی تصمیم میگیرد تا در زندگیاش تغییر رویه بدهد و کمی به خانوادهاش بپردازد. از این کلیشهای تر و سانتی مانتال تر سراغ دارید؟ باقی چیزها هم که مشخص است. جی به سفر میرود تا کنار دخترش باشد و درگیر چند موقعیت عاطفی نیم بند (مانند نجات کیف پیرزن از دست سارق دوچرخه سوار) شود و یک پایان خوش رقم بخورد که تماشاگر هم نااُمید نشود. خب من ترجیح میدهم فیلمهای مهیب و به شدت واقعی الکساندر پین را تماشا کنم تا این فیلم کلیشهای و به شدت لوس و احمقانه را.
بامباک در تمام فیلم روی این موضوع تاکید میکند که انتخاب بازیگری توسط جی اشتباه بوده و باعث شده تا کلی خانوادهاش را از دست بدهد. اما در پایان فیلم تمام حرفهایش را پس میگیرد و صراحتاً میگوید ایرادی ندارد. جی با کارهایش کلی خاطره برای ما ساخته که میشود با به یاد آوردن آن خاطرات گناهانش را بخشید. یک پایان ابلهانه که نقض غرضی آشکار است. از اینها که بگذریم «جی کلی» انقدر مصنوعی و خوش آبرنگ هست که ما دلیل رفتار جی را باور نکنیم. برای همین هم هست که وقتی فیلم به پایان میرسد به جای دلسوزی برای جی رفتار احمقانه او را به خاطر میآوریم. رفتاری که بیشتر از روی بلاهت است نه اجبار شغلی. در یک کلام جی کلی چیزی نیست جز اندکی شعار، یکی دو تا ستاره و مقداری رمانتیک بازیهای بچگانه. بهتر است این فیلم را فراموش کنیم و یک بار دیگر به تماشای «داستان ازدواج» بامباک بنشینیم. در آن فیلم بامباک از مواجه با واقعیت نترسیده بود و فیلم خوبی ساخته بود. اما در این یکی… بهتر است فراموشش کنیم.



