خلاصه داستان و نگاهی به قسمت اول سریال هزار و یک شب نوید یک کار حسابشده

بالاخره قسمت اول سریال «هزار و یک شب» که عدهای از آن با عنوان پرستارهترین سریال نمایش خانگی نام میبرند روز دوشنبه 10 آذر پخش شد. سریال در جهان اسطورهای هزار و یک شب آغاز میشود و یکی از دخترانی که در خدمت پادشاه بوده است اعدام میشود. پس از آن سریال در دنیای کنونی روایت میشود.

قصه حول یک خانواده میچرخد. یک پدر با دو دختر که یکی خبرنگار است و دیگری برای بچههای خیابانی قصه میخواند. دختر بزرگتر درگیر پروندهای است که به گم شدن دخترانی که دست به خودکشی زدهاند مربوط است. او سرنخ را از یک مرکز روان درمانی آغاز میکند و دست آخر به کسی میرسد که ظاهرا سالها است او را میشناسد.
همینطور پدر که به دلیل بدهیهای زیادی که دارد زیر فشار است که یکی از دختران خود را برای صاف کردن بدهیها به عقد یکی از رقیبان خود در آورد. او در صدد است که دختران خود را از ایران خارج کند. یکی از دختران او خبرنگار قصه است که به دنبال دختران گمشده است.

نمیتوان صرفا با پخش یک قسمت انتظار داشت که سریال قوام پیدا کند اما به نظر میرسد مصطفی کیایی توانسته با ایجاد فضایی معمایی یک قصه با تعلیقی قابل توجه را روایت کند. سریال هنوز وارد دنیای اسطورهای نشده است که بتوان درمورد قابلیتهای جلوههای ویژه آن صحبت کرد اما همان چند سکانس آغاز فیلم نوید یک کار حساب شده را میدهد. با توجه به اینکه این سریال همزمان در ایران و ترکیه پخش میشود باید انتظار یک اثر بینالمللی از جلوههای ویژه سریال داشت.
با توجه به عنوان اسطورهای «هزار و یک شب» باید دید که آيا کارگردان میتواند فضای اسطورهای قصههای ایرانی هندی را به گونهای شایسته خلق کند یا خیر. باید منتظر قسمتهای بعدی سریال بود که بتوان قضاوت بهتری ارائه کرد.



