بررسی و نقد فیلم «سوپرگرل» Supergirl | شروع کم جان DCU

پس از فیلم Supergirl «سوپرمن»، «سوپرگرل» به عنوان دومین اثر دنیای جدید DC با نام اختصاری DCU (جهان دیسی) به رهبری جیمز گان اکران شد. طبق گزارشها، «سوپرگرل» با بودجهای ۱۷۰ میلیون دلاری، تنها ۱۲۶ میلیون دلار در گیشه فروخت که چنین آماری، این اثر را به یکی از بزرگترین شکستهای تجاری سالیان اخیر تبدیل میکند!

به دلایل متعدد از جمله شکست سنگین «سوپرگرل» ۱۹۸۴ میلادی، دههها هیچ خبری از سوپرگرل بر روی پردۀ نقرهای سینما نبود؛ تا اینکه سرانجام فیلم «فلش» این طلسم ۴۰ ساله را شکست و ساشا کایه در نقش سوپرگرل، حضور مختصر و مفیدی در این اثر مولتیورسی DCEU داشت. حالا در سال ۲۰۲۶ میلادی، سوپرگرل برای سومین بار روی پردۀ سینما نقش بسته است و به انتظاری ۴۲ ساله برای ساخت اثری اختصاصی برای سوپرگرل پایان داده است.

اولین حضور سینمایی سوپرگرل، به فیلمی به همین نام محصول سال ۱۹۸۴ میلادی بازمیگردد. در سالهایی که فیلمهای «سوپرمن» با نقشآفرینی کریستوفر ریو، به عنوان اولین فیلمهای حقیقی سینمای ابرقهرمانی روی پرده نقش میبستند و از موفقیت و محبوبیتی بالا برخوردار بودند، سازندگان تصمیم گرفتند دنیای فانتزی خود را، با ساخت فیلمی از روی دخترعموی سوپرمن گسترش دهند. این گونه بود که پس از ساخت سه فیلمِ «سوپرمن ۱، ۲ و ۳»، نوبت به فیلم «سوپرگرل» رسید. کارگردانی این اثر به جیننات وارک فقید رسید که تنها اثر مشهور او به فانتزی عاشقانۀ «جایی در زمان» با نقشآفرینی کریستوفر ریو -بازیگر سوپرمن- خلاصه میشود. با یک جستوجوی ساده به راحتی متوجه خواهید شد که «سوپرگرل» ۱۹۸۴ تا چه حد اثری شکستخورده و ناموفق محسوب میشود! داستان کودکانه، کاراکترهایی کاریکاتوری و صحنههایی مضحک باعث شده تا «سوپرگرل» ۱۹۸۴ از دید بسیاری به عنوان یکی از بدترین فیلمهای ابرقهرمانی تاریخ سینما شناخته شود. البته فیلم نکات مثبتی هم از قبیل موسیقی متن جری گلداسمیث بزرگ یا نقشآفرینی هِلِن اسلیتر در نقش سوپرگرل دارد که باعث میشود لحظات خوبی هم در اثر وجود داشته باشد.

جیمز گان به عنوان مغز متفکر اصلی دنیای تازه تأسیس DCU، کارگردانی اولین فیلم این دنیای سینمایی، یعنی فیلم «سوپرمن» را برعهده داشت. برنامهریزیها از همان زمان به گونهای انجام شده بود که دومین فیلم سینمایی دنیای DCU هم به دیگر ابرقهرمان کریپتونی مشهور، یعنی سوپرگرل بپردازد. به همین دلیل حتی کامئویی از سوپرگرل، با نقشآفرینی میلی آلکاک، در انتهای فیلم «سوپرمن» وجود داشت که این دو فیلم را علنا به یکدیگر وصل میکرد. گان و رؤسای DCU تصمیم گرفتند «کریگ گیلسپی» را به عنوان کارگردان این پروژه انتخاب کنند. تصمیمی که با توجه به کارنامۀ این کارگردان قابل دفاع محسوب میشود و حقیقتا هم گیلسبی به عنوان کارگردان، عملکرد قابل قبولی در این فیلم داشته است.

فیلم «سوپرگرل» اثری مستقل نیست و جزوی از دنیای سینمایی تازه تأسیس DCU محسوب میشود. بنابراین یکی از اهداف فیلم این است که بتواند با فیلم «سوپرمن» ارتباط برقرار کند. سوپرمن دیوید کورنسوت در طول فیلم چندین کامئو دارد که به طور کلی قابل قبول هستند و راه را برای ادامۀ همکاریهای این دو کاراکتر در ادامه باز میگذارند.

علیرغم تمامی ضعفهای مهم فیلم «سوپرگرل»، نمیتوان آن را اثری کاملا شکستخورده قلمداد کرد. اگرچه فیلم به طور مستقل اثری ناموفق محسوب میشود، اما مهمترین رسالت خود برای جهان دیسی را انجام میدهد. فیلم یک ابرقهرمان زن کاریزماتیک و متمایز میسازد که نمیتوان نسبت به تماشای ماجراجوییهای او در کنار سوپرمن در آیندهای نزدیک، بیتفاوت بود.

مدیر مسئول – مترجم و نویسنده



