بررسی و نقد فصل ۴ سریال ریچر Reacher | با بازی آلن ریچسون

داستان فصل چهارم سریال ریچر Reacher بر اساس سیزدهمین کتاب لی چایلد با نام «فردایی در کار نیست» شکل گرفته و از یک صحنه تکاندهنده شروع میشود. ریچر نیمهشب در متروی فیلادلفیا با زنی روبهرو میشود که رفتارش دقیقاً شبیه به حرکات تروریستهای انتحاری است که در دوران خدمت نظامیاش آموزش دیده بود شناسایی کند. اما وقتی به او نزدیک میشود، اتفاقی میافتد که هیچکس انتظارش را ندارد: زن اسلحهای از کیفش بیرون میآورد و به زندگی خودش پایان میدهد.

آلن ریچسون در نقش جک ریچر همچنان یک انتخاب بینقص است. آن هیکل عظیم، آن نگاه سنگی و آن توانایی عجیب در کتک زدن همزمان پنج نفر، همه و همه سر جایشان هستند. اما اگر دقت کنید، چیزی در این فصل فرق کرده است. ریچر دیگر آن قهرمان همیشهمطمئن نیست. او خسته به نظر میرسد، نه از نظر جسمی، بلکه از نظر روحی.

حالا برسیم به بخش جذاب ماجرا: شباهتهای عجیب این فصل با فیلمهای «مأموریت غیرممکن». تام کروز (که اتفاقاً اولین بازیگر نقش جک ریچر در سینما بود) سی سال است که در فیلمهای مأموریت غیرممکن میدود. از پراگ تا شانگهای، از طوفان شن دبی تا پشتبامهای لندن، ایتن هانت همیشه در حال فرار است.
صحنههای مبارزه این فصل، اگر نگوییم بهترین، قطعاً جزو بهترینهای سریال هستند. کارگردانان دقیقاً میدانند چطور از فیزیک عظیم ریچسون استفاده کنند. هر ضربه، هر پرتاب و هر شکستن استخوانی، وزن و تأثیر واقعی دارد. در یکی از صحنههای اوایل فصل، ریچر در یک فضای عمومی با چند مزدور درگیر میشود و نتیجه، یکی از جذابترین مبارزات چند سال اخیر تلویزیونی است.

با این حال، پایان فصل تا حد زیادی این ضعف را جبران میکند. قسمت هشتم با آنکه در نیمه اول کمی آرام و گفتوگومحور است، در نیمه دوم به یکی از نفسگیرترین قسمتهای کل سریال تبدیل میشود. کارگردانی دوربین، ضربآهنگ تند و بستهشدن درست قوسها باعث میشود حس رضایت بعد از تماشای فصل بالا برود. حتی طنز سیاه هم در لحظات مناسب چاشنی ماجراست. این قسمت نشان میدهد سازندگان هنوز میتوانند وقتی همهچیز را روی میز میگذارند، ریچر را به بهترین نسخه خودش برگردانند.


مدیر مسئول – مترجم و نویسنده



