بررسی و نقد انیمیشن Toy Story ۵ | حرف حساب در چیزی شبیه به اسپین آف

انتشار قسمت پنجم Toy Story ۵ نیز، در میان این اتفاقات، مسیر تازهای را برای مقایسه یا تخریب فیلمهای کودک و نوجوان باز کرد. با تمام حرفهای ضدونقیضی که این روزها شنیده میشود، به نظر میرسد جدیدترین ساختهی اندرو استنتون، حرفی برای گفتن دارد؛ حرفی که شاید در قالبی بهتر میتوانست عرضه شود. در این متن، به نقد و بررسی انیمیشن Toy Story ۵ خواهیم پرداخت.

بهعنوان مثال، در سکانسهای پایانی Toy Story ۵، هنگامی که Lily Pad، دستیار هوشمند بانی، از ناراحتی او به علت قضاوتشدن توسط دوستانش مطلع میشود، برخلاف آنچه از این کاراکتر شاهد بودیم، خود را دور میاندازد. این تصمیم، مطلقاً قابل پذیرش نیست؛ چراکه پیش از رخدادن آن، توضیحی بهعنوان پیشزمینهای از لایههای عمیق احساسات این دستگاه ارائه نشده است.

لایتیر و جسی، از قسمت دوم که ورود جسی در آن اتفاق افتاد، روابط صمیمانهای داشتند. اما این رابطه، در طول سه قسمت، یعنی تا داستان اسباببازی ۴، حدی استاندارد داشت و هیچگاه خستهکننده نمیشد. در پنجمین نسخه از این فیلم، رفتار باز لایتیر تغییر کرده و گویی به شخصیت دیگری بدل شده است. گفتوگوی او با جسی دچار تحولاتی شده و قصد ازدواج با آن کاراکتر را دارد. این توجه خارج از کنترل، به روابط این دو اسباببازی، مسیر فیلمنامه را بهکلی منحرف کرده و شبیه به این است که گروه نویسندگان، به دلیل فقدان محتوا، جهت ادامهی نگارش به فضای عاشقانه روی آورده و تصمیم در اتصال داستانهای موازی با یکدیگر را از طریق این بخشها دارند.

از صداپیشگان Toy Story ۵ میتوان به زوج محبوب تام هنکس و تیم الن و همچنین جون کیوسک و کیانو ریوز اشاره کرد. هنکس که در مصاحبهای قسمت چهارم را پایان این مجموعه فیلمها عنوان کرده بود، در جدیدترین ساختهی اندرو استنتون، به دوبله در نقش کلانتر وودی پرداخته است. در کنار او، تیم الن نیز همچنان بهعنوان کاراکتر باز لایتیر، صداپیشگی میکند. از میان نخستین تغییرات در کست دوبلرهای داستان اسباببازی، حضور کونان اوبراین بیش از سایرین جلب توجه میکند. اوبراین که سابقهی حضور در شوهای تلویزیونی آمریکا، فیلمهای If I Had Legs I’d Kick You، The Lego Batman و همچنین نگارش فیلمنامهی مجموعهی پربینندهی سیمپسونها را برعهده داشته، اینبار در نقش اسمارتی پنتس، به صداپیشگی پرداخته است.

آهنگسازی Toy Story برعهدهی رندی نیومن است. نیومن، که آهنگسازی چهار قسمت قبلی این مجموعه نیز با او بود، اینبار هم از تم اصلی نسخههای گذشته دور نشده و به آن پایبند است. موسیقی متن داستان اسباببازی ۵ ترکیبی از سازهای الکتریکی و موسیقی ارکسترال است که فضای دراماتیک، کمدی و اکشن اثر را بهخوبی از یکدیگر جدا کرده و در عین حال، یکپارچگی میان آنها را حفظ میکند. با وجود این نقاط قوت، دو ایراد بر آهنگسازی رندی نیومن وارد است. نخست اینکه موسیقی در برخی لحظات مهم فیلم حضور ندارد و این فقدان، گیرایی آن سکانس را ضعیف میکند، و دومین ضعف، یکساننبودن آهنگسازی تیتراژ قسمت پنجم با نسخههای پیشین است. نیومن اساساً برنامهای برای تیتراژ نداشته و به همین دلیل، یک ترک مجزا به خوانندگی تیلور سویفت به آن بخش اضافه شده است. این تغییر ناگهانی، عدهای کثیر از مخاطبان مجموعه فیلمهای Toy Story را به مخالفت با موسیقی تیتراژ واداشته است.

تدوین اثر، برخلاف نقصهای استوریبرد، هوشمندانه و حسابشده است. جنیفر نیسا جو، با تجربهی تدوین آثار انیمیشنی چون Luca، Elemental و دانشگاه هیولاها، در جدیدترین فعالیت خود بهعنوان مسئول گروه مونتاژ، همگام با فیلم است. تدوین در لحظات اکشن و دارای تعلیق، کاتهای زیاد و ریتم سریعی داشته و در مقابل، هنگام آغاز یک سکانس دراماتیک، تلاش میکند تا با آرامش، کاستن از سرعت و تمرکز بر نماهای اصلی، محتوای موجود در آن موقعیت را در بهترین حالت خود به مخاطب ارائه کند. تنها ضعف موجود در مونتاژ، پایانبندی سکانسها بود. اکثر آنها، بدون وجود دلیلی خاص، دائماً Fade به رنگ سفید یا سیاه میشدند. این رفتار، از این جنبه که داستانی جدید پس از آن در حال رخدادن نیست، بیننده را سردرگم کرده و برای مدتی کوتاه، زمان سکانس بعد را برای او غیرقابل تشخیص میسازد.

در آخر، باید اذعان کرد که Toy Story ۵، با تمام نقصها، ضعفها و کاستیهای ریز و درشت، همچنان یادآور خاطراتی شیرین برای تماشاگران خود است. اینکه به این انیمیشن از دید یک فرد بزرگسال نگاه کنیم، شاید کاری عبس به نظر برسد؛ اما پیام موجود در آن، این نکته را یادآور میشود که گاهی اوقات نیاز است حرف حساب، از طریق کودکان و از دریچهی فیلمهای این ردهی سنی، به والدین گفته شود. داستان اسباببازی شاید بهترین قسمت این مجموعه فیلم نباشد، اما قطعاً بدترین آن هم نیست و میتوان همچنان با لذت آن را دید و پس از تماشایش، دربارهی پیامی که در لایههای زیرین قرار داده بود، اندیشید. البته، نباید از این نکته گذشت که ایرادات اثر کم نبودند و قطعاً نمرهی ۷.۴ در IMDb برای آن منصفانه نبود، اما با این اوصاف نیز امکان ارائهی این مبحث که قسمت پنجم Toy Story بد یا غیرقابل پذیرش است، وجود ندارد.

در پایان، یادی کنیم از زندهیاد منوچهر والیزاده، پیشکسوت عرصهی دوبله در ایران، که همهی ما با صدای گرم و دلنشین ایشان در آثاری چون لوک خوششانس، مأموریت غیرممکن، سریع و خشن ۹ و کاراکتر وودی در داستان اسباببازی، خاطراتی بهیادماندنی برای خود ثبت میکردیم. روحشان شاد و یادشان گرامی.

مدیر مسئول – مترجم و نویسنده



