نقد و بررسی

بررسی و نقد فیلم زنده‌شور The Death Bath | روایت داستان اعدام

فیلم «زنده‌شور» The Death Bath که موضوع بحث ما در این مقاله است، نه قصد دارد با یک ایده جذاب برای خود اعتبار بخرد و نه با جریان خاصی همسو شود تا عوامل فیلم با عینک دودی در جشنواره‌های به اصطلاح سینمایی و در عمل ضد هنری طلب آفتاب کنند. «زنده‌شور» آمده است تا داستان خاصی را روایت کند؛ داستان اعدام.

5 1.jpg 1

کارگردان نه قصد دارد مخاطب را با زندانیانی که قانون به‌حق و یا ناحق حکم اعدام برایشان بریده است و در یک قدمی مرگ قرار دارند، سمپات کند و نه نیت برانگیختن حس انزجار نسبت به خانواده قربانیانی دارد که برای اعدام قاتل لحظه‌شماری می‌کنند. دوربین دانشی، دوربین روایتگر است، نه قاضی. ممکن است بیننده را برای لحظاتی با خواهر و مادر جوانی که در آستانه اعدام قرار دارد همراه کند اما هرگز آن‌قدری به آن‌ها نزدیک نمی‌شود که ماجرا را از زاویه دید آن‌ها ببیند.

این مسئله ابتدا در تکنیک و سپس در فرم اثر شکل می‌گیرد. دوربین کارگردان در اکثر مواقع داخل حیاط زندان است و از پشت فنس خانواده اعدامیان را نظاره می‌کند و همین امر باعث می‌شود که فاصله‌گذاری مدنظر فیلم‌ساز با کاراکترهای داستانش رعایت شود. علاوه بر این کات‌هایی به موقع کارگردان اجازه ورود احساسات اضافی به داستان و سانتی‌مانتال شدن آن را نمی‌دهد. دختری که قصد دارد رضایت مادرش را برای بخشیدن قاتل بگیرد، پدربزرگ‌هایی که آمده‌اند تا نوه خود را به دار مجازات بکشند، همگی تنها به چند سکانس نیاز دارند تا از خواسته خود منصرف شوند.

6 1 1232x720.jpg 1

کارگردان قصد ندارد به واکاوی درونی این شخصیت‌ها بپردازد تا لیستی از المان‌های روانشناسی را در مقابل مخاطب به تصویر بکشد بلکه قصد او فقط روایت است. روایتی که بیننده‌ی بیرون از گود نشسته را وادار به جهت‌گیری می‌کند. جهت‌گیری‌ نه به سمت و سوی کاراکتر و یا شخصی خاص بلکه همسو شدن با یک ایده مشخص؛ نه به اعدام.

نکته مثبت دیگر فیلم «زنده‌شور» بازی خوب تعداد زیادی از بازیگران این اثر است. هر ۴ کاراکتر محکوم به اعدام در ایفای نقش خود موفق عمل می‌کنند، علی‌الخصوص امیر جعفری و حامد بهداد. بازی جعفری در این فیلم تیپیکال است. تیپی که در نقش‌های پیشینش نیز مشاهده شده است اما بازی او در این فیلم به‌قدری اندازه و بدون اغراق است که آخرین لحظات زندگی یک محکوم به اعدام را برای مخاطب تداعی می‌کند. همان‌طور که پیش‌تر اشاره کردم کارگردان سعی نمی‌کند کاراکترهایش را بیش از آن‌چه که نیاز است شخصیت‌پردازی کند، به همین خاطر بیننده در لحظه به دار آویختن محکوم، در عوض آن‌که طناب را بر گردن خود آویخته ببیند، مقابل صحنه اعدام قرار می‌گیرد تا حس نفرتش بیشتر برانگیخته شود. بر خلاف امیر جعفری، کاراکتر حامد بهداد در این فیلم با آن‌چه که مخاطب از بازی‌های قبلی او به خاطر دارد متفاوت است.

همکاری بهداد و محمد داودی (نویسنده فیلم) که قبلا در فیلم «قصر شیرین» نیز صورت گرفته بود، بار دیگر موفقیت می‌آفریند؛ دو بازی درخشان در دو نقش کاملا متفاوت. بهداد در «قصر شیرین» به‌خوبی از پس نقش پدری برآمد که محبت پدری را به پول می‌فروشد و حالا در «زنده‌شور» به پدری مستاصل بدل می‌شود که حاضر است همه‌چیزش را بدهد اما دخترانش نجات پیدا کنند. دانشی به‌خوبی بلد است که از بازیگران حرفه‌ای و باتجربه چگونه بازی بگیرد.

images 2026 10 13T154151.819

حال به بررسی نقش اول فیلم «زنده‌شور» یعنی بهرام افشاری می‌رسیم. افشاری که با حضور در سریال «پایتخت ۵» از ظهور بازیگری خلاق در ایفای نقش‌های کمدی خبر می‌داد، در سال‌های گذشته قدم در مسیر سینمای گیشه گذاشت و به‌راحتی استعداد خود را صرف کمدی‌ای کرد که جز نقش‌های مبتذل (راه مشهور شدن برای رسیدن به ثروت در سینمای بیمار امروز ایران) آورده دیگری برای او نداشت. اما بازی در نقش قاضی اجرای احکام در فیلم «زنده‌شور» ثابت کرد که شاید بتوان استعداد هنری را به بیراهه برد اما بازگشت به مسیر در هر زمانی می‌تواند بار دیگر آن استعداد را شکوفا کند. افشاری بدون شک یکی از بهترین بازیگران حال حاضر سینمای ایران است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *